السيد محمد حسين الطهراني
360
نگرشى بر مقاله بسط و قبض تئوريك شريعت دكتر عبد الكريم سروش (فارسى)
سراغ داريد ؟ بياوريد و نشان دهيد ! ما در انتظار تماشايش نشستهايم . خبط مؤلّف « دانش و ارزش » در عدم حجّيّت قياسى كه بر پايهء برهان عقلى باشد و از اين گفتار معلوم مىشود كه حكم مستشكل بدين عبارت كه : اينجاست كه ميگوئيم : با هزار و يك برهان عقلى كه مقدّماتش از ادراكات حقيقى و « هست » و « نيست » تشكيل شده باشد ، خوبى يا بدى چيزى را نميتوان اثبات كرد ، و يا مالكيّت خود را بر چيزى نميتوان تثبيت نمود ، و يا رياست خود را بر كسانى نميتوان به حكم عقل ، مدلّل ساخت . كسانى كه به عبث ميكوشند تا با برهان ، براى كسانى اثبات كنند كه : انجام فلان كار خوب يا بد است گام در بيراهه ميزنند ، و آب در هاون بيهوده ميكوبند . « 1 » چقدر واهى و سست است ؟ ! و تا چه پايه گفتارى شعرى و مغالطه انگيز است ؟ ! آخر شما خود با اعتراف خود ميگوئيد : با برهان عقلى ! اگر پاى برهان عقلى به ميان آمد ، همه مطالب استوار است . نبوّت انبياء و حجّيّت قرآن و توحيد حضرت ربّ جَلَّ و عَلا ، با عقل است . اگر برهان عقلى فرضاً از حجّيّت بيفتد ، كاخ با عظمت علم و دانش فرو خواهد ريخت ، و عالم به صورت دار الْمَجانين و جَمع شَمل ديوانگان ميگردد . اگر شما در دانشكدهاى تحصيل كنيد كه معلّمين و مدرّسين آن همگى فاقدِ عقل ( ديوانه ) باشند ؛ ميدانيد چه بر سر شما خواهد آمد ؟ ! گرچه كتابهاى نفيس و خطّى و قديمى و علوم منطوى در آنها در اعلا درجهء اتقان باشد ؟ ! بنابراين از تركيب قياس برهانى و استثنائى براى احكام خوب و بد و مُحَسّنات و قبائح ، غير از استخدام جميع علوم را به عنوان صغرى ، و قرار دادن حكم عقل را بطور كلّى به عنوان كبرى ، و در نتيجه بدست آوردن نتيجه
--> ( 1 ) « دانش و ارزش » ص 275